محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

76

اكسير اعظم ( فارسى )

و حضض مكى در آب بارتنگ حل كرده ساعت بساعت در حلق چكانيدن بهترين ادويه موى و صفراوى و ذبحه است . و حكيم على گويد كه نوشيدن قيراطى از موميائيبا سكنجبين مجرب براى خناق است . و انطاكى گفته كه قيراطى از آن در ماء العسل حل كرده بدان غرغره كردن تحليل خناق نمايد . حكيم شريف مينويسد كه استعمال اين در خناق بارد بلغمى و سوداوى و در منتهاى خناق حار اولى است و بقراط گويد كه صاحب خناق را بايد كه تسيخين سر ننمايد در حالتى كه بدن او ممتلى باشد . شمسون گفته كه اگر صاحب خناق را ممكن نباشد فرو بردن آب در حلق او ظاهر نگردد ورمى مىبايد كه حجامت اخدعين نمايند و اندك مهلت داده حجامت سر او نمايند بيك محجمه و بعد از آن فصد رگ زير زبان و هر دو لب و منخرين و نمايند و بايد كه در ابتدا قبل از اين تدابير فصد رگ قيفال و حقنه نموده باشند . جالينوس گويد كه اگر صاحب خناق ضعيف‌القوه باشد كه طاقت فصد مسهل نداشته باشد بايد كه در خانه بسيار خنك آن را نشاننده و دائم غرغره و حقنه به عمل آرند و بايد كه در نيمرض غذا دو سه روز به شرط قوت موقوف دارند بعده آش جو و مانند آن دهند . و اگر تنفس و بلع دشوار گردد و شاخها بلاشرط موخر كردن نهند كه بلع چيزى رقيق ممكن گردد و از كلام و صياح و اصطجاع خدر كنند . و حكيم شريف خان مينويسد كه براى كسى كه معتاد و بعروض خناق باشد استعمال چوب چينى نافع و مانع عود آن ست . و صاحب اقتباس گويد كه هر كسى را كه سال‌به‌سال در موسم بهار خناق افتد بايد كه بيش از حدوث ده دوازده روز فصد كنند و بفاصله سه چهار روز تنقيه به مسهل نمايند كه از حدوث آن اين گردد . و اگر افتد بسيار ضعيف باشد . و جالينوس گويد كه ضماد زهره گاو و عصاره قثاء الحمار و قتطيون در سركه كهنه و بعد تنقيه از مسكنات خناق است . حكيم شريف خان مينويسند كه در خناق حار استعمال اين وقتى باشد كه حرارت تسكين يابد و لطيف ماده تحليل پذيرد و كثيف او باقى ماند . و عيسى بن يحيى گفته كه چون طائر معروف به صفرا اغون بسوزند خاكستر او ببعض عصرات قابضه آميخته غرغره كنند و به باقى بر خارج حلق طلا نمايند و خناق را به سرعت تحليل كند و بسيارى از فضلاى اطبا شهادت او داده‌اند . و محمد زكريا گويد كه اگر كار بر مخنوق دشوار گردد و نزديك بود كه باختناق هلاك شود بشتابند و حقنه قوى به كار برند و رگ قيفال بگشايند و محايم بر فقار زير ذقن با شرط گذارند . و اگر از اين به نشود فصد رگ زير زبان و عروق گوشه چشم و پيشانى گشايند و زهره گاو و عصاره قثاء الحمار ئو قنطريون دقيق و خاكستر خطاف با سركه كهنه بر حلق طلا كنند پودينه را در سركه پخته انبه بر آن نصب كرده بخار آن به حلق گيرند و اين دوا به حلق او اندر دمند كه عجيب الخاصيت است بگيرند تخم حرمل تخم به رب حلتيت خربوزه ارمنى نوشادر مساوى همه را كوفته و مرمه سا نموده به كار برند اگر به اين تدبير تسكين نپذيرد و كار باشند او كشد محجمه بر فقرات گردن نهند و بشدت بمكند تا يك ساعت ميسر شود و باز بردارند . حكيم علوى خان در عشره كامله نوشتهاند كه غرغره با آبى كه اندر آن ماهى خرد كه آن رابه هندى بهور گويند پخته باشند در انفجار خناق از هر قسمى كه باشد از مجربات است و هرگز تخلف نميكنند . شيخ الرئيس ميگويد كه از مشتركات ميان خناق دموى و صفراوى در ابتدا اين است كه از تخم گل و تخم خرفه و نشاسته و طباشير و سماق و كتيرا هر واحد يك درم كافورى كه يك دانگ كوفته بيخته به لعاب اسپغول حبوب مغرطح سازند و دائم يك يك حب را زير زبان نگاه دارند و به رب توت غرغره نمايند و چون تجلب مواد منقطع گردد لازم است كه خطا نمايند به رب توت مرمكى و زعفران جهت آنكه مر بالخاصيه و به قوت قبض غوص مينمايند و زعفران را در هر دو جامع اندر و انضاج و چون دريابند كه ماده ميل به صلابت دارد به رب توت قدرى به ورق بياميزند و چون نزديك به انتها رسد و نيز در انتها استعمال مسكرات و ملينات نمايند مانند شير تازه دوشيده محلول در آن خيارشنبر و زفت مع رب توت و يا به طبيخ انجير و حلبه يا رب آس مع به ميفختج يا عصير كرنب به عسل يا مفتينخ يا مقل عربى محلول به رب عنب كه بسيار نافع است يا ماء الصول مطبوخ در آن مويز و حلبه و خرما و انجير و زعفران و دارچينى و غرغره به سكنجبين يا ماء العسل در هر يك از اينها و به رب توت و اضمه و نيز براى انضاج مثل ضماد ساير تقطير روغن بادام در گوش در اين وقت نافع است و چون در يابند كه نضج نيافته و صلب است و بايد كه در ادويه آن مبريت داخل نمايند و چون دانند كه نضج يافته بايد كه سعى در انفجار آن نمايند به غراغر كه در آن تليين و انفجار با شدت مثل بعض ادويه حاده در شير داخل كرده غرغره كنند . و اگر طاهر بود و به طول انجامد و خودبخود منفجر نگردد و نه با ادويه لا بد نيشتر زنند و از ادويه معتدله مع بارده و مفجره طبيخ انجير بحلبه و تمر و طبيخ عدس به گل سرخ در رب السوس و تخم كنپويه است و بعد از آن به تدريج قويتر عمل آرند و رب توت به ورق و مر زياده آميزند . و ايضا تخم كنوچه در شير براد ادهان مسخنه حل كرده و خصوصاً مع عسل و شكر غرغره به مثل ماء العسل كه در آن انجير و پودينه و مرزنجوش يا شبت و نعناع و تمام و اصل السوس مجموع و يا آنچه به دست آيد جوشانيده باشند به كار برند و قسط بحرى را در نيوقت منفعت عظيم است و در انتها بايد كه قصد جلاى تام نمايند